السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
119
تفسير الميزان ( فارسي )
فهمانيد كه خيانتكاران مورد بحث در هنگام شب براى برائت خود از آن خيانت مذموم ، طرح مىريختند و سخنانى مىگفتند كه خدا از آن راضى نبوده است . و دوم با جمله : « وَكانَ اللَّه بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً » و با اين قيد فهمانده كه خداى تعالى در هر حالى كه يكى از آن احوال جرمى است كه مرتكب شدند ، عالم و آگاه است و تقييد به اين دو قيد يعنى قيد « وَهُوَ مَعَهُمْ . . . » و قيد « وَكانَ اللَّه . . . » در حقيقت تقييد به عام بعد از تقييد به خاص است . و اين در حقيقت تعليل است براى اينكه خيانتكاران مورد نظر از خدا شرم نمىكنند و اين شرم نكردنشان دو علت دارد : يكى علتى خاص ، و يكى علتى عام . « ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا . . . » اين آيه بيان اين معنا است كه دفاع از اين خائنين فائده ندارد ، و خائنين از اين دفاع بهره اى نمىگيرند . چيزى كه هست اين بيان را به صورت استفهام آورده ، مىفرمايد : « گيرم در زندگى دنيا از آنان دفاع كرديد ، در روز قيامت چه كسى از آنها دفاع مىكند ؟ » و منظور آيه شريفه اين است كه بفهماند به فرض كه دفاع از آنها در زندگى دنيايشان كه نزد خدا پشيزى ارزش ندارد ، سودى برايشان داشته باشد در زندگى آخرتيشان كه قدر و منزلتى عظيم نزد خدا دارد - و يا به عبارتى روز قيامت كه ظرف دفاع است - هيچ مدافعى نخواهند داشت . و كسى نيست كه از قبل آنها بگو مگو كند و در كار آنان وكالت كند و متكفل امور آنان و اصلاح شؤون آنان باشد . « وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَه . . . » در اين آيه خداى تعالى خائنان را ترغيب و تشويق مىكند به اينكه به سوى پروردگار خود بر گردند و از آن جناب طلب مغفرت كنند . و ظاهرا منظور از ترديد در جمله « كسى كه عمل بد مىكند - و يا به خود ستم روا مىدارد » ترقى دادن مطلب از پائين به بالا است . چون مراد از سوء ، تعدى به ديگران و مراد از ظلم ، تعدى بر نفس خويش است كه معلوم است بدتر از تعدى اول است و يا مراد از كلمه سوء معصيتى است كه از نظر زشتى پائينتر از معصيت ظلم باشد مانند معصيت صغيره نسبت به معصيت كبيره - و خدا داناتر است - . و اين آيه شريفه و دو آيه بعد آن هر سه در اين زمينه سخن دارند كه غرض واحدى را تامين كنند و آن غرض بيان گناهى است كه آدمى با علم به گناه بودنش مرتكب شود ، هر يك از سه آيه جهتى از جهات آن گناه را بيان مىكند ، آيه اولى روشن مىسازد كه هر معصيت كه انسان مرتكب آن شود ، با تبعاتى كه دارد ، در نفس او اثر سوء باقى مىگذارد . و در نامه اعمالش